حس میکنم کم کم داره دیوونه میشم!...دقیقا عین این فیلما://
یه مدته شب که میخوام بخوابم حس میکنم یکی جز من تو اتاقه و من صدای نفس هاش رو میشنوم![]()
روز و شب تو خونه حس میکنم یکی از کنارم رد میشه=| سایه های بیخودی حس میکنم:|صداهای بی ربط میشنوم://
حتی گاهی توهم میزنم وسایلم گم میشه و بعدش سرجاش پیدا میشه:|
تو این وضعیت شخمی من...تمام اتفاقات ترسناک یادشون افتاده برای ما بیفتن:))))
یادتونه نوشتم تو اتاقم بوی لاشه میاد و منشاش رو پیدا نمیکنیم؟
دقیقا بعد از نوشتن همون پست از اتاق رفتم بیرون...چند ساعت بعد که برگشتم هیچ اثری از بو نبود=|
باز دوباره دیشب رو میز ناهار خوری همینطوری الکی الکی خیسِ آب شده بود:/
خانواده گفتن خب پیش میاد و حتما خودمون داریم یه کارایی میکنیم و حواسمون نیست:|
ولی از همه عجیب تر این بود صبح از خواب بیدار شدیم آب قطع بود:
حالا هی اینور زنگ بزن اونور برو...همه جا آب وصل بود..
وقتی مامانم رفت کنتور آب رو چک کنه دید یه نفر کامل فلکه ی آب رو بسته
![]()
![]()
دارم دیوونه میشم:| نه از ترس...از اعصاب خوردی:/ واقعا آدمو روانی میکنه:|
با همین فرمون برم جلو باید برم روانپزشکی چیزی![]()
نه دامیست، نه زنجیر