پنجشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۸ ساعت 13:29 توسط Fatemeh:) | 

ساعت نُه به زور صدای زنگِ گوشی بیدار شدم بدبخت از هشت تا نُه همینطور میزد

دیگه صبحانه خوردم و موهامو شونه زدم و اینا تا ساعت ده شد=|

پاشدم فرش انداختم تو حیاط @ــ@ یکم زبان خوندم و ویسی که قرار بود برای معلممون بفرستم رو فرستادم!

وسط ویسِ صدای گنجشک و موتور میاد

تکالیف دینی رو تموم کردم!  و یه نیم ساعت موزیک گوش دادم:))))))

نمیدونید این نسیم بهاری چه میکنه با آدم...حیف که خدا نخواسته امسال ازش استفاده کنیم:)

یه جایی یه نفر نوشته بود "خدایا دستای پیر و قشنگت رو می بوسم"

خیلی از این جمله اش خوشم اومد=)

خدایا دستای پیر و قشنگت رو می بوسم=)

 

 

اون یه عالمه برگای بنفش رو می بینید؟:)

چند هفته ی دیگه کلا هیچی از برگا معلوم نمیکنه...فقط گلای رنگارنگ سرخ و زرد و نارنجیD:

مشخصات
اتل متل آرزو:) نه دامیست، نه زنجیر
همه بسته چراییم؟