امروز فهمیدم پنجاه درصد افسردگیم بخاطر این آهنگایی که گوش میدم=|
اصلا ده_یازده تا آهنگ شاد دانلود کردم جیگرم حال اومد:)))
با آهنگ علی زند وکیلی بیشتر حال میکنمD:
اسمش فکرکنم لحظه ی شیرینِ.گوش بدین.براتون خوبهD:
آره:| امروز خواستم برم کفش و لوازم تحریر بخرم!
به همین برکت...تو راه داشتیم میرفتیم.زینب و زهرا پیاده میرفتن:|
نگه داشتیم گفتیم کجا میرین:/ گفتن میریم کفش بخریم
خدایا ببین کاراتو://
هیچی دیگه رفتیم دو سه تا مغازه رو گشتیم:)
من یه کفش طوسی خریدم
وااااای واااای
اصلا نگم براتونD:
حالا فردا قول میدم بزارم عکسشو![]()
عاشقش شدم:) زهرا رو هم تحریک کردم طوسی بخرهD: طوسی خرید با یه مدل دیگه:|
بعدشم رفتم لوازم تحریر خریدم:) من نمیدونم شماها چی میخرین پونصد تومن میشه؟=|
من والاع 32 تومن شد همش![]()
حالا برای کتاب و فلان باید تصمیمم رو قطعی کنم:|
چون از آزمون نمونه دادن پشیمون شدم شاید فقط یه کتاب کار ریاضی بخرم:))
آره دگه:)) اگه مقنعه ام رو مامانم دوتا کوک بزنه و مانتوم رو اتو بزنم کار دگه ای نمیونه![]()
فقط باید بشینم منتظر مدرسه های قشنگ باشم*ــ*
امسالم که سال آخر دوره ی اول دبیرستان رو سپری میکنیم:))
چقدر کوچولو ام هنوزD:
دلم لک زده برای مَد جان^^
برای سگ دو زدن و نخوابیدنام:)) از صبح تا شب فقط به هدف فکر کردن!
آخ که چه لذتی داره تلاش کردن برای رسیدن! نه؟:)
نمیدونم چرا از وقتی هدفامو پیدا کردم دیگه تلاش کردن واسشون لذت بخش شده برام!
حس میکنم اونایی که از مدرسه رفتن چسناله میکنن هنوز مقصدشونو پیدا نکردنD: نه؟:)
آخه این هدفِ که باشه.دیگه چه فرقی داره کدوم مدرسه باشی با چه مدیر و دبیری:)
هیشکی نمیتونه دیگه جلوتو بگیره...
قبول دارین؟:))
نه دامیست، نه زنجیر