+چقدر این شعر شهریار رو دوست دارم=)
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم...
اصلا دل آدم کباب میشهD:
کلا شهریار زندگی عجیبی داشتـه:)
بخونید زندگی نامه اش رو! البته به آدمای زیادی احساساتی توصیه نمیشود.
یه روز سیزده بدر میره همونجایی که با عشقش خاطره داشته
و عشقش رو با شوهر و بچه هاش میبینه:)
اونجا این غزل رو میگه که شدیدا پیشنهاد میکنم کاملش رو از |اینجا| بخونید و کیف کنید!
دیگه اصلا همچین غزل نابی رو چاوشی بخونه دیگه هیچی=)
حداقل باید روزی دو سه بار گوش کنم این آهنگِ رو!
راستی..الان که دارم شعر عنوان رو میخونم احساس میکنم
منظور شهریار فقط شهر بدون یار نیست:)
شهرِ بی یار=) شاید منظورش خودش بوده!
نه دامیست، نه زنجیر